شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
200
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
شرايط سخن براى زينب آماده نيست ، اما . . . دختر بزرگ امير المؤمنين عليه السّلام تصميم خود را گرفت مىخواهد خطابهاى ايراد كند ، خطبهاى كه از خون شهداى طف رنگ گرفته و حرارت آن از سينهء سوزان و فكر خروشان زينب است . سخنى كه بر مردم افسونشدهء كوفه شوكى سخت وارد كند و آنها را براى گرفتن انتقام از ستمگران از آن خواب مرگبار بيدار سازد . اما با تأسف فراوان ، شرايط سخن براى آن بانو آماده نبود ، زيرا يك خطيب - آن هم اگر بخواهد در محيطى طوفانى و حسّاس سخن براند - بايد داراى شرايط زير باشد : شرط اوّل - سخنگو بايد تحت فشار هيچ عامل درونى ( مانند گرسنگى و تشنگى ) كه موجب رنج اوست ، نباشد تا با فكرى آرام و تسلطى كامل سخن بگويد ، اما زينب كبرى فاقد چنين شرطى بود ، زيرا بعد از روز دهم آب و نان به طور جيرهبندى و در حد اقل به اسيران داده مىشد و طبعا بانويى بزرگ همانند زينب كه سرپرستى فرزندان برادر را بر عهده داشت ، از سهميهء خود كمتر استفاده مىنمود و قدرى از جيرهء خويش را در اختيار اطفال كوچك قرار مىداد . شرط دوّم - گويندهء سخن بايد با مردمى سخن بگويد كه نظر منفى به او ندارند و با ديدهء احترام به وى مىنگرند ، و اگر خطيب در اجتماعى سخن گويد كه شنوندگان با حقارت به وى مىنگرند ، بدون ترديد فكرى آرام و خاطرى آسوده ندارد . متأسفانه براى زينب عليها السّلام اين شرط هم آماده نبود . زيرا هر چند مردم فراوانى مىدانستند كه آنها از خاندان على عليه السّلام هستند ، ولى جمعى هم بودند كه نمىدانستند آنها چه كسانىاند و از كدام دودمانند ! اين جمع اسيران را تنها به اين نام مىشناختند كه مردانشان عليه حكومت قانونى يزيد ! قيام كرد و كشته گشتند و زنان و فرزندانشان هم اسير گرديده و اكنون وارد كوفه مىشوند . شخصيت بزرگ علمى اسلام ، سيد بن طاوس ، مىنويسد : « فلما قاربوا الكوفة اجتمع اهلها للنظر اليهن فأشرفت امرأة من الكوفيات فقالت من اى الاسارى انتن ؟ فقلن نحن اسارى آل محمد ( ص ) « 1 » ؛ هنگامى كه كاروان اسيران به نزديك كوفه رسيد ،
--> ( 1 ) - لهوف ، ص 63 .